اسلامی در نخستین جلسه از درس‌گفتار اندیشة ایرانشهری در افق مکتب خراسان مطرح کرد: خراسان یکی از پایه‌های اصلی تداوم اندیشه ایرانشهری بوده است



در نخستین جلسه از درس‌گفتار «اندیشة ایرانشهری در افق مکتب خراسان» روح‌الله اسلامی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی گفت: خراسان یکی از پایه‌های اصلی تداوم اندیشه ایرانشهری بوده است.


در نخستین جلسه از درس‌گفتار «اندیشة ایرانشهری در افق مکتب خراسان» روح‌الله اسلامی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی گفت: خراسان یکی از پایه‌های اصلی تداوم اندیشه ایرانشهری بوده است. جلسه اوّل این درس‌گفتار به همت دبیرخانه گفتمان شهر در تاریخ یکم دی‌ماه 1395 در پژوهشکده ثامن برگزار شد.
روح‌الله اسلامی در این نشست ابتدا اقسام صورت‌های آگاهی یا شکل‌های مختلف اندیشه و روش‌شناسی هر یک را معرفی کرد. نخست آنچه با عنوان حکمت یا فلسفه شناخته می‌شود و روش آن عقلی است و از سرآمدان آن در ایران می‌توان می‌توان فارابی را نام برد. ریشه‌های این صورت آگاهی به یونان بازمی‌گردد. 
دومین قِسم آن چیزی است که تحت عنوان اندرزنامه‌نویسی می‌گنجد. روش‌شناسی آن تجربی (به معنای استفاده از تجربه گذشتگان در شناخت جهان) است و از سرآمدان آن می‌توان به خواجه نظام الملک طوسی و ابولقاسم فردوسی اشاره کرد. خاستگاه این صورت آگاهی ایران است و به حوزه سیاست بسیار نزدیک است و مفهوم «ایران« در آن بسیار جدی است. 
سومین صورت آگاهی فقه است که روش آن نقلی است و منابع آن قرآن و احادیث و سنت است. و چهارمین صورت آگاهی عرفان است که روش آن شهودی است و با وجود اینکه از سیاست بسیار دور است، اما جریان‌های سیاسی بسیار تأثیرگذاری را شکل داده است.
در ادامه جلسه اسلامی ویژگی‌های ایرانشهری را در ده مورد معرفی کرد که مهم‌ترین‌های آن عبارت‌اند از 1. تاریخ و جغرافیای قدسی یا نوعی آرمان‌گرایی که مبتنی بر خرد مزدایی یا شیعی است و در آثار هانری کُربَن به خوبی بررسی شده است؛ 2. نیروی خیر و شر و اختیار انسان در انتخاب این دو؛ 3. امشاسبدان که فرشته‌های یا نیروهای خیری هستند که به انسان‌ها کمک می‌کنند و اوستا بهترین منبع برای بررسی این مؤلفه از مؤلفه‌های ایرانشهری است.
نویسنده کتاب حکومت‌مندی ایرانشهری در بخش سوم صحبت‌های خود مؤلفه‌های سیاست ایرانی را معرفی و بررسی کرد. انسان آرمانی یا شاهنشاه به معنای انسانی که روش و سویه حرکت حکومت را مشخص می‌کند از مهم‌ترین دستاوردهای اندیشه سیاسی ایرانشهری است. بنابراین اندیشه‌های ایرانشهری دموکراتیک به معنای امروزی نیستند بلکه الگویی نخبه گرا است که تداوم تاریخی دارد. پیوند میان دین و سیاست که از گذشته تا کنون تداوم دارد، دومین ویژگی سیاست ایرانی است. نکته مهم در خصوص این مؤلفه این است که در این پیوند، برتری با سیاست است. در سیاست ایرانی، حکمرانی بدون دین ممکن نیست تا جایی که اندرزنامه‌نویسان به شاهان دربارة دینداری و حتی تظاهر به آن تأکید می‌کنند. نخبه‌گرایی سومین مؤلفه سیاست ایرانی است که بر حفظ نظام طبقاتی و خویش‌کاری است. این مؤلفه پس از اسلام بسیار تضعیف می‌شود. چهارمین مؤلفه سیاست ایرانی چرخه عدالت است. چرخه عدالت به معنای فنون و تکنیک‌هایی است که می‌توانند جامعه را به امنیت و رفاه برسانند و بر کارآمدی حکومت تأکید دارد.
اسلامی در بخش پایانی صحبت‌های خود مکتب خراسان و نقش آن در اندیشه‌های ایرانشهری را معرفی کرد. نقش پارت‌ها در احیای ایران پس حمله اسکندر و حکومت چهارصد و هشتاد ساله آنها، نقش خراسانیان پس از حمله اعراب که منجر به سقوط بنی‌امیه و روی کار آمدن عباسیان شد و نقش نخبگان خراسانی در حفظ زبان فارسی، برخی از دستاوردهای خراسان فرهنگی است. وی با بیان اینکه حوزه تمدنی خراسان در دوره‌های مختلف، این اندیشه‌ها و آموزه‌ها را زنده کرده و تداوم بخشیده است، گفت: فرضیه این درس‌گفتار این است که یکی از پایه‌های اصلی تداوم اندیشه سیاسی ایرانشهر وجود خراسان بوده است.
گفتنی است اسلام ایرانی اثر هانری کربن و حکمت تمدنی اثر احسان یارشاطر از مهم‌ترین کتاب‌هایی بودند که اسلامی در این نشست برای مطالعه بیشتر علاقه‌مندان معرفی کرد.
اسلامی در جلسه دوم این درس‌گفتار که چهارشنبه هشتم دی‌ماه برگزار خواهد شد، به موضوع اندرزنامه‌نویسی به عنوان دومین صورت آگاهی که بیشترین پیوند را با سیاست دارد و نقش فردوسی و خواجه نظام الملک توسی در این حوزه می‌پردازد.