تمدن اسلامی به دو دورة قبل و بعد از غزالی تقسیم می‌شود



روح الله اسلامی در سومین جلسه از درس‌گفتار اندیشة ایرانشهری در افق مکتب خراسان مطرح کرد: تمدن اسلامی به دو دورة قبل و بعد از غزالی تقسیم می‌شود.


روح‌الله اسلامی، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی در سومین جلسه از درس‌گفتار اندیشة ایرانشهری در افق مکتب خراسان که در تاریخ پانزدهم دی‌ماه 1395 در پژوهشکدة ثامن برگزار شد، گفت: امام محمّد غزالی در جهان اسلام آنقدر مهم است که می‌توان تمدن اسلامی به دو دورة قبل و بعد از غزالی تقسیم کرد.

وی در ابتدای این جلسه که موضوع آن بررسی اندیشه‌های ایرانشهری در عرفان خراسانی بود، به معرفی عرفان و روش‌شناسی آن پرداخت و دربارة کژکارکردی‌های عرفان بیان کرد: تقدیرگرایی و نفی نقش انسان در زندگی، ضدیت با عقل، ضدیت با اجتماع و سیاست، وضدیت با معاش را که به فرهنگ خمودی و ضدتوسعه می‌انجامد، از جمله مهم‌ترین کژکارکردی‌های عرفان و جریان‌های عرفانی در جامعه دانست. او آرامش دوستدار، کسروی و شجاع‌الدین شفا را به عنوان مهم‌ترین نویسندگانی که در زمینة کژکارکردی‌های عرفان نوشته‌اند، معرفی کرد.

اسلامی با معرفی شفیعی کدکنی، شایگان، فردید و داوری اردکانی به عنوان نویسندگانی که دربارة کارکردهای مثبت عرفان نوشته‌اند، گفت: تساهل و مدارا، تکثرگرایی، و صلح وسکوت از مهم‌ترین کارکردهای عرفان در جامعه هستند و از این روی نباید عرفان و جریان‌های عرفانی جامعه را یکسویه نگریست. وی ابوسعید ابوالخیر، عطار و خیام را از جمله عرفایی دانست که کژکارکردی‌های عرفان در اندیشه و سلوک آنان ناچیز است. ابوسعید عارفی است که به اجتماع و معاش توجه دارد، عطار خشکی و جزمیت اندیشه‌های عصر خودش را کنار می‌زند و رگه‌های عرفانی دارد و خیام اندیشمندی بسیار فراتر از مرزهای ایران است.

نویسندة کتاب حکومتمندی ایرانشهری در بخش دوم این جلسه ویژگی‌های مکتب خراسان را در اندیشة غزالی و با تمرکز بر دو کتاب المنقذ من الضلال و نصیحت الملوک او بررسی کرد. وی با اشاره به دیدگاه برخی از متفکران دربارة اهمیت غزالی مبنی بر اینکه اگر پس از پیامبر یک نفر می‌توانسته دین اسلام را احیا کند، او غزالی بوده است، گفت: این اندیشمند خراسانی در جهان اسلام آنقدر اهمیت دارد که می‌توان تمدن اسلامی را به دو دورة قبل و بعد از غزالی تقسیم کرد. اسلامی افزود: ویژگی مهم غزالی این است که علوم مختلف را از زاویة دید عالمان همان علم فرامی‌گرفت و تبیین می‌کرد. او که تربیت‌شده و استاد نظامیه بود، در مقابل اندیشه‌هایی که سلجوقیان و دستگاه سلطنت را نشانه گرفته بودند، ایستادگی کرد.

اسلامی در ادامة بحث غزالی سه چهرة فقهی، فلسفی و عرفانی او را معرفی کرد و گفت: غزالی فقیهی است که از فقه اهل سنت به خوبی دفاع می‌کند و بر این باور است که برای مردم عادی و حکمرانی کردن بر آنها بسیار خوب است. چهرة فلسفی غزالی بیش از همه در دوکتاب مقاصد الفلاسفه و تهافت الفلاسفه به خوبی آشکار می‌شود که در اولی وی اهداف فلسفه را به خوبی تشریح می‌کند و در دومی به رد آن می‌پردازد. چهرة عرفانی غزالی بیش از همه در کتاب احیاء علوم الدین آشکار می‌شود. او در این کتاب، عرفان را به عنوان راهی برای سعادت و رستگاری خواص مطرح می‌کند.

این استادیار علوم سیاسی دانشگاه فردوسی دربارة کتاب المنقذ من الضلال گفت: این کتاب یکی از مهم‌ترین آثار غزالی است که در آن سیر اندیشه‌ای خود را در پنجاه سالگی تشریح می‌کند و شرح می‌دهد که روزی در دینداری خود شک می‌کند و از زاویة دید پیامبر به دین می‌نگرد و پس از بررسی و تجربه کردن تمام دیدگاه‌های فقهی، فلسفی و صوفیانه به این نتیجه می‌رسد که فقه برای عوام جواب می‌دهد، اما برای خواص باید به دنبال فضای دیگری باشیم.

اسلامی با اشاره به اینکه غزالی پایه‌گذار بنیادگرایی در جهان اسلام است، افزود: او از طریق آثارش، تمام علوم غیر از علوم دینی را بی‌فایده نشان می‌دهد، تفکر علم‌گرایی را از بین می‌برد و فلسفه را در جهان اسلام نابود می‌کند. اگرچه ابن رشد در شمال افریقا این حوزه‌ها را احیا می‌کند، اندیشه‌های او هیچ‌گاه به جهان اسلام نمی‌آید و به اروپا می‌رود و در شکل دادن به رنسانس مؤثر می‌افتد. در مجموع می‌توان گفت که نتیجة ظهور غزالی در جهان اسلام رواج نقل‌گرایی و حذف فلسفه از زندگی مسلمانان است که تا امروز نیز ادامه دارد.

نویسندة کتاب سیاست به مثابة تکنیک، نصیحت الملوک غزالی را سیاسی‌ترین اثر او دانست و گفت: غزالی در این کتاب به شدت از ایران و رسوم ایرانی دفاع می‌کند. بنابراین غزالی وقتی وارد سیاست می‌شود بر بسیاری از رسوم ایرانی و دستگاه سلطنت تأکید می‌کند و تلاش می‌کند شبیه خواجه نظام الملک باشد. در واقع غزالی سعی می‌کند واقع‌گرا، معاش‌اندیش و عقلانی باشد، اما نمی‌تواند و با سیاستنامة خواجه بسیار تفاوت دارد. در سیاستنامة خواجه نظام الملک سیاست و دین با یکدیگر همزادند، اما سیاست بر دین برتری دارد. در حالی که در تصیحت الملوک غزالی سیاست ابزار دیانت است. خواجه در سیاستنامه به مردم و مصلحت بسیار توجه دارد، اما آرمان غزالی در سیاست عمر است. او برخلاف خواجه که بر تشریفات تأکید می‌کند، طرفدار حذف فاصلة میان مردم و شاه است.

گفتنی است اسلامی در چهارمین و آخرین جلسة اندیشة ایرانشهری در افق مکتب خراسان که چهارشنبه بیست‌وسوم دی‌ماه در پژوهشکدة ثامن برگزار می‌شود به موضوع شریعتنامه‌نویسی و فقه خواهد پرداخت.